تبليغاتX
::گشتی در فضا::

نجوم





کشف درخشان ترین ابر نو اختر 

ناسا، از کشف يك ستاره جديد درحال انفجار، موجودي كه به آن ابرنواختر مي‌گويند، خبر داده و اعلام كرده است که اين ابرنواختر بسيار درخشان تر از همه ابرنواخترهاي کشف شده قبلي است.
اين ابرنواختر سپتامبر گذشته در يک کهکشان دورافتاده رؤيت شد و از آن زمان توسط انواع تلسکوپ هاي زميني و فضايي رصد شده است.

اين مشاهده اين سوال را براي منجمان پديد آورده که آيا انفجار مشابهي در فاصله اي نزديک تر، يعني در داخل کهکشان راه شيري، در آستانه وقوع است يا نه.

چراكه ابرنواختر زماني ايجاد مي‌شود که يک ستاره درحال مرگ منفجر شده و مقدار عظيمي انرژي که نور آن مي تواند از نور کل کهکشان محل وقوع بيشتر باشد آزاد کند.

تاکنون صدها ابرنواختر در کهکشان هاي ديگر ضبط شده است، اما اين يکي کارشناسان را متحير کرده است.

ميزان تابندگي اين ابرنواختر براي 70 روز درحال افزايش بود که تصور مي شود در اين مدت پنج بار درخشان تر از هر ابرنواختر ديگري که تاکنون رؤيت شده بوده است.

پژوهشگران مي گويند ستاره اي که منفجر شده احتمالا داراي حداکثر جرمي است که يک ستاره مي تواند داشته باشد؛ يعني شايد تا 150 برابر خورشيد.

نِيتان اسميت، سرپرست تيم محققان از دانشگاه کاليفرنيا در برکلي مي گويد : چيزي حدود 400 ميليارد ستاره وجود دارد و شايد تعداد ستارگاني که جرمشان آنقدر عظيم باشد که چنين انفجاري ايجاد کنند از يک مشت تجاوز نکند.

البته محققان مي گويند ستاره اي را در کهکشان ما شناسايي کرده اند که احتمال دارد روزي در آينده با همين شدت و تابندگي منفجر شود.

آنها مي گويند خيلي بعيد است که چنين حادثه اي زمين را تهديد کند اما ممکن است آنقدر نور در آسمان بپاشد که بتوان با آن در تاريکي شب کتاب خواند.

ابر نو اختر چيست؟

ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد مي‌شوند، زندگي مي‌کنند و سپس مي‌ميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است.

عمر کوتاه انسانها کفاف نمي‌دهد تا بتوانند زندگي يک ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند، اما دانش اخترشناسي مي‌تواند مراحل عمر يك ستاره را براي ما مشخص كند.

بعد از آنکه ستاره شکل مي‌گيرد (تولد ستاره)، واکنشهاي هسته‌اي در داخلي‌ترين هسته ستاره، هيدروژن را به هليوم تبديل مي‌کند و انرژي آزاد مي‌گردد.

بالاخره هم روزي مي‌رسد كه همه هيدروژن درون آن به مصرف مي‌رسد. بعد از اين، تغييراتي در لايه‌هاي دروني ستاره آغاز مي‌شود.

ستارگان کوچکتر سرانجام در اثر انقباض به کوتوله‌هاي سفيد تبديل مي‌شوند، اما ستارگان سنگين‌تر به‌صورت ابرنواختر منفجر مي‌شوند. ماده بيرون ريخته از يک ابرنواختر، بخشي از گاز بين ستاره‌اي را تشکيل مي‌دهد که زادگاه ستارگان جديد است.

ستاره‌شناسان مي‌گويند سرنوشت يك ستاره به جرم آن بستگي دارد. ستاره‌اي رو به مرگ مانند خورشيد، درهم فرو مي‌ريزد تا به اندازه زمين برسد و در اين روند هيچ انفجار واقعي و قابل توجه رخ نمي‌دهد؛ ستاره فقط به توده‌اي از خاکستر راديواکتيو تنزل پيدا مي‌کند و به آرامي سوسو مي‌زند.

در اين حالت ستاره به يک کوتوله سفيد تبديل مي‌شود. بد نيست بدانيد در اين حالت يک فنجان از ماده آن صد تن وزن دارد.

اما اگر جرم ستاره‌اي بيشتر از خورشيد باشد، فشار فرو ريزش مرحله کوتوله سفيد را نيز پشت سر مي‌گذارد و متوقف نمي‌شود. فرايند فرو ريزش تا جايي که قطر ستاره به حدود ده کيلومتر برسد، ادامه پيدا مي‌کند.

در اين نقطه، ستاره گلوله‌اي چگال از ذرات هسته‌اي است که آن را ستاره نوتروني مي‌نامند و يک فنجان از ماده آن، يک ميليون ميليون تن وزن دارد.

برخي از ستارگان نوتروني به سرعت مي‌چرخند و در هر بار چرخش، تابش‌هايي در محدوده امواج راديويي گسيل مي‌کنند. اين‌گونه ستارگان نوتروني، تپ اختر ناميده مي‌شوند.

اما ستاره رو به مرگ، ممکن است در چند ثانيه آخر حيات خود ، به صورت يک ابرنواختر شعله‌ور شود. در اين حالت، درخشش آن چند روز از تمام کهکشانها پيشي مي‌گيرد و از بخش مرکزي ابرنواختر، يک ستاره نوتروني تشکيل مي‌شود.
  

                                                                                                    منبع:  روزنامه همشهری

نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: |

ناقوس مرگ فرضیه سیاهچاله 

 
211920.jpg
اخترشناسان آمریكایی ادعا می كنند كه ممكن است پدیده ای به نام سیاهچاله ها وجود نداشته باشد.این سیاهچاله ها هر چه را كه در مسیرشان قرار بگیرد می بلعند و ذهن درخشان ترین دانشمندان را به خود مشغول كرده اند. اما یك گروه از دانشمندان ادعا می كنند كه ممكن است تصویر سیاهچاله ها به عنوان پدیده هایی بهت آور به طور ناامیدكننده ای اشتباه باشد. در واقع، ممكن است كه این پدیده ها اصلا وجود نداشته باشند.به گفته این محققان، نظر سنتی اخترشناسان در مورد كیهانی كه سیاهچاله هایی نامرئی و همه چیزخوار در آن پراكنده هستند می بایست با نظریه ای دیگر جانشین شود. این نظریه توپ های مغناطیسی و عجیبی از پلاسما را جایگزین سیاهچاله ها كرده است. اگر این یافته تائید شود كه برخی دانشمندان آن را در افق واقعیت نمی بینند فرضیه نشات گرفته از محاسبات زمین شناس انگلیسی در ۱۷۸۴ كه توسط اینشتین تائید شد و توسط چهار قانونی كه پروفسور استفن هاوكینگ آنها را مطرح كرد، به گونه ای اساسی واژگون خواهد شد. این دانشمندان كه سرپرستی آنها را رودی شیلد در مركز اخترفیزیك هاروارد اسمیتسونین برعهده دارد، در زمانی كه مشغول رصد یك اختروش كوازار بودند كه در فاصله نه میلیارد سال نوری از زمین پرسه می زند چیزی را ردیابی كرده اند كه به ادعای آنها «ناقوس مرگ» فرضیه سیاهچاله است.اعتقاد بر این است كه اختروش ها در مركز خود دارای سیاهچاله هایی هستند. اما دانشمندان برای بررسی این فرض تعداد ۱۴ تلسكوپ را مستقر كرده اند تا به گونه ای بی سابقه این جرم را تحت نظر بگیرند. این گروه توانست با تجزیه و تحلیل سوسو زدن این اختروش، ساختار درون این جرم را كاوش كند.
آنها یك چاله را در قرص مواد اطراف مركز اختروش كشف كردند كه در حال دهان باز كردن است. این چاله چهار هزار بار بزرگتر از فاصله زمین تا خورشید است. دانشمندان عقیده دارند كه این چاله فقط می تواند توسط موادی كه یك میدان مغناطیسی قوی آنها را به بیرون پرت می كند، به وجود بیاید. به دلیل اینكه سیاهچاله ها میدان های مغناطیسی ندارند، گروه دكتر شیلد در مجله Astronomical پیشنهاد می كند كه یك گلوله چگال پلاسمایی موسوم به MECO جرم گرد مغناطیسی كه همیشه در حال فروریزی است می باید منبع انرژی این اختروش باشد.داری لیتر یكی از دانشمندان این گروه می گوید: «به نظر من این اولین شاهد و مدركی است كه عنوان می كند الگوی سنتی سیاهچاله اشتباه است.» گری گیلمور از موسسه اخترشناسی دانشگاه كمبریج می گوید كه این فرضیه می باید بیشتر دانشمندان را قانع كند. وی به تجارب و آزمایش های پیشگام سال گذشته اشاره می كند كه اولین مشاهد ه های مستقیم از یك سیاهچاله را در مركز كهكشان راه شیری ارائه می دادند. وی ادامه می دهد: «این یك فرضیه متعلق به تعداد كمی از دانشمندان است و تقریبا به طور كامل اشتباه است.» وی می گوید: «قبل از اینكه در مورد سیاهچاله ها، رصدها و مشاهداتی داشته باشیم، در خصوص وجود و عدم وجود آنها بحث های مشروعی وجود داشت. اما اكنون بسیار سخت است كه تصور كنیم سیاهچاله وجود ندارد و ممكن است چیز دیگری به جای آن باشد.»
http://www.guardian.co.uk
نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: |

معجزات علمی قرآن در کیهان شناسی 

 

عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!

نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!


سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
باور نداريد؟ گوش كنيد!
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!


بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!

با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).و اين سخن حقيقت است!

نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: نجوم |

ALH 84001  

 

اول می خواستم درباره‌ی فرمول دریک بنویسم. فرمولی که سعی می‌کند تعداد تمدن‌های هوشمند را تخمین بزند. ولی می‌خوام قبل از آن در مورد یک موضوع ملموس‌تر صحبت کنم و آن احتمال وجود حیات در بهرام (مریخ) هست. ALH 84001 نام یک شهاب‌سنگ است که در سال ۱۹۸۴ در قطب جنوب پیدا شد. این سنگ، ۱۵ میلیون سال پیش بر اثر یک برخورد شهابی از سطح بهرام به فضا پرتاب شد و ۱۳۰۰۰ سال پیش به قطب جنوب رسید. اما چیز جالب در مورد این سنگ احتمال سنگواره (فسیل) بودن آن است. شکل بالا تصویر سطح این سنگ زیر میکروسکوپ الکترونی هست. برخی محققان فکر می‌کنند که آن ساختار کرم مانند ممکن است بقایای یک موجود نخستی باشد. برخی دیگر هم با این نظر موافق نیستند. در مجموع این سنگواره شاهدی محکمی دال بر وجود حیات در بهرام نیست، با این وجود کشف جالبی است. منبع: Wikipedia
نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: دلایل وجود |

پارادوکس فرمی 2 

شاید جوابتان به این پارادوکس این بوده است که شاید انها علاقه ای به تسخیر سیارات دیگر ندارند ولی اگر انها علاقه ای به ما ندارند انرژی های ما را نیز جالب نمی دانند

هر سیاره ای به مقداری محدود انرژی دارد و پس از مدتی ذخایر ان(هرچقدر هم زیاد) تمام می شود پس انها قاعدتا باید به دنبال انرژی می امدند

پس این نظریه خود به خود رد میشود

از نظریه های قابل قبول در این زمینه می توان به ۲ مورد زیر اشاره کرد:

۱ـ حداقل این موجودات در سیاره ی ما وجود ندارند وما (این بشر دوپا) در کهکشان خود تنها هستیم

۲ـ انها قبل از ان که به این درجه ی پیشرفت برسند خود را نابود می کنند  

ولی در هر صورت امیدوارم  انها عاقل تر از بشر باشند وخود را با جنگهای احمقانه از بین نبرند

نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: ایا انها وجود دارند |

پارادوکس فرمی 

انریکو فرمی موقع ناهار می پرسد " انها کجا هستند" منظور او او از انها موجودات فرازمینی است داستان به سال ۱۹۵۰ برمی گردد. در یک روز تابستانی عده ای فیزیکدان در ازمایشگاه لوس الاموس در نیو مکزیکو مشغول خوردن ناهار بودند فرمی سوال خود را مطرح کرد که به پارادوکس فرمی مشهور است

یک محاسبه تخمینی ساده نشان میدهد اگر تمدن بشری بتواند تا ۱۰ میلیون سال دیگر دوام بیاورد تمام کهکشان راه شیری را به تسخیر درمی اورد پس با تقسیم عمر کهکشان ما(۱۰میلیارد سال) بر این عدد نتیجه می گیریم تا حالا یک تمدن هوشمندباید ۱۰۰۰ بار کهکشان را فتح کرده باشد پس انها کجا هستند

در پست های اینده جوابهایی که به این پارادوکس داده اند بیان میکنم

نظر شما چیست؟

نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: ایا انها وجود دارند |

موجوداتی دیگر 

تا چندی پیش تحقیقات علمی٬ این دنیای خاکی ما را کره ای بسیار مطلوب می دانست که نه سرد است و نه گرم٬ دارای مقدار زیادی آب و منابع نامحدودی از اکسیژن. و این روش ها دائمآ به طبیعت زندگی می بخشد. اما این مسئله که حیات می تواند فقط در محیط کره ای مانند زمین به وجود بیاید و تکامل پیدا کند٬ کاملآ اشتباه است. 

مثلآ این عقیده کاملآ قبول شده است که آب رادیو اکتیو خالی از هرگونه میکروب و کشنده می باشد. اما یک نوع باکتری وجود دارد که زندگی خود را با این محیط٬ وفق داده و در اطراف راکتورهای هسته ای به سر می برد.

آزمایشی که توسط دانشمند معروف دکتر سیگل در این مورد به عمل آمد به نظر چندش آور می باشد. او اتمسفر کره مشتری را به طور مصنوعی در آزمایشگاه خود به وجود آورد و در این اتمسفر٬ باکتری و خزه پرورش داد که دارای هیچ یک از موادی که ما لازمه حیات به شمار می آوریم نمی باشد٬ آمونیاک٬ متان و هیدروژن٬ آنها را از بین نبرد.

آزمایش هینتن و بلوم انتومولوژیستهای دانشگاه بریستول هم این چنین نتیجه شگفت انگیزی داشت. دو دانشمند یک حشره را به مدت چندین ساعت در حرارت ۱۰۰ درجه خشک نمودند و سپس فورآ خوکچه ی هندی خود را داخل هلیوم مایع کردند. بعد از آنکه آنها را تحت تشعشع قوی قرار دادند دوباره در محیط عادی خود رها نمودند. حشرات به زندگی بیولوژیکی خود ادامه دادند و پس از مدتی نوزادهای کامل و سالم به بار آوردند.

همچنین ما از باکتریهایی مطلع هستیم که در کوههای آتشفشان زندگی می کنند و برخی سنگ می خورند و برخی دیگر آهن می سازند. انبوه علامتهای سوال بیشتر می گردد.

آزمایشات٬ همچنین در مراکز علمی ادامه دارد و روز به روز دلائل تازه ای به دست می آید که نشانگر آن است که حیات فقط در محیطی مثل کره زمین پدید نمی آید. 

                                                                                برگرفته از کتاب ارابه خدایان

نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: دلایل وجود |

سفر در زمان 

از زمانی که انسان پای به عرصه ی وجود گذاشته است همواره نگاهی به آسمان انداخته است و سؤالات بیشماری در ذهنش تداعی شده است . اما با این وضع نمی توانست پاسخی قانع کننده برای آنها بیابد، زیرا علمش بسیار محدود بود.

 

تا زمانی که اسپنتیک روسی دروازه های آسمان را شکافت و به فضای بیکران راه یافت؛ در آن زمان شوروی خود را قطب فضایی دنیا می دانست و به خود می بالید ، حال دوباره سؤالات قدیمی قدرت گرفته بود.

 

یکی از جالبترین افکار بشر، ایده جابجایی در بعد زمان است.

البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را میخوانید، زمان به پیش میرود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل میشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ میشویم و می میریم. پس زمان در جریان است.

 

زمانی که اینشتین در سال 1905 نظریه نسبیت خاص را مطرح کرد در آن قوانین جامعی در مورد نور و سرعت های بالا به چشم می خورد . از آن زمان دوباره نظریات سفر در زمان پای به عرصه ی وجود گذاشتند . زیرا همانطور که می دانیم یکی از اصول نسبیت این است که سرعت نور حد سرعت ها است ؛ یعنی ، هیچ جسمی قادر نیست با سرعتی فراتر از سرعت نور حرکت کند ؛ دلیل این پدیده را می توان باز هم در نسبیت پیدا کرد زیرا قانونی در نسبیت می گوید که با افزایش سرعت جرم نیز افزایش می یابد ، در فرمول محاسبه ای این موضوع یعنی افزایش جرم اگر سرعت جسمی برابر سرعت نور شود آنگاه جرم آن بی نهایت می شود و در این شرایط هیچ انرژی قادر به شتاب دادن آن نیست . پس براساس نسبیت نمی توان از سرعت نور گذر کرد ، حال ممکن است برای شما این سؤال پیش آید که چرا پس فوتون ها می توانند با این سرعت حرکت کنند ؟ پاسخ اینگونه بیان می شود که چون جرم فوتون ها در حال سکون صفر است پس می توانند با چنین سرعتی به سیر و سفر بپردازند.

 

بر طبق این نظریه اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته تر صورت میگیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برگردد،( اتساع زمان ) که برای فهم بهتر آن پارادوکس اولبرس را مطرح می سازند. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک بشود جرم نسبی ان به بینهایت میل میکند؛ لذا نمی شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود.

 بر خلاف نویسنده ها و خیالپردازها که فکر می کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت می گیرد.

 

با این وجود گفته می شود برای سفر در زمان سه راه عمده وجود دارد که عبارتند از :

 

1- سیاهچاله ها

 

2- کرمچاله ها

 

3- ریسمان های کیهانی

 

 

 

سیاهچاله ها ، ماشینی برای سفر به زمان

 

در سال 1916، اينشتاين براي نخستين بار نظريه نسبيت عام خود را مطرح ساخت. بيست سال بعد، او و همكار قديمي اش، ناتان رزن مقاله اي منتشر كردند كه نشان مي داد در صورتبندي نسبيت عام، ساختار فضاي خميده اي مستتر است كه مي تواند دو منقطه دور از هم جا- گاه را از طريق ميانبر فضايي خميدة تونل مانندي به هم متصل نمايد. هدف مقاله اينشتاين و رزن، تبليغ سفر با سرعتي بيش از سرعت نور يا سفر ميان جهاني نبود، بلكه آن ها تلاش مي كردند تا ذرات بنيادي مانند الكترون را چونان تونل هايي فضايي كه با خطوط نيروي الكتريكي مشخص مي شوند، توضيح دهند. پلِ اينشتاين-رزن بر نسبيت عام و كارهاي انجام شده توسط شوارتزشيلد براي حل معادلات اينشتاين استوار است؛ يكي از جواب هاي اين معادلات، پيشبيني سياه چاله ها بود.

 

اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی تواند از آن فرار کند. اما این حفره ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود میشود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می رسد که درست عکس آن عمل می کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می کند. از همین جاست که می توانیم پا به زمان ها و جهان های دیگر بگذاریم.

 

سياه چاله ها، نقطه پايان تكامل ستارگاني هستند كه دست كم 10 تا 15 برابر خورشيد جرم دارند. اگر در ستاره اي به اين جرم يا بيشتر، انفجار ابرنواختري روي دهد، ممكن است باقي مانده، ستاره سوخته اي باقي بگذارد كه نسبتاً پرجرم است. اين باقي مانده، از آن جا كه هيچ نيروي رو به بيروني نيست كه با نيروهاي گرانشي مخالفت نمايد، در خود فرو مي پاشد. سرانجام، ستاره به نقطه حجم صفر و چگالي بي نهايت فرو مي پاشد و آن چه را «تكينگي» نام دارد، ايجاد مي كند. با افزايش چگالي، مسير پرتوهاي نوري كه از ستاره گسيـــــل مي شوند خميده مي شود و سرانجام اين پرتوها به طرزي غيرقابل بازيافت، به دور ستاره مي پيچند. فوتون هاي گسيل شده توسط ميدان گرانشي شديد در مداري به دام مي افتند و هرگز اين مدار را ترك نمي كنند. از آن جا كه پس از رسيدن ستاره به چگالي بي نهايت، هيچ نوري از آن نمي گريزد، آن را سياه چاله مي خوانند.

 

 

 

کرم چاله ها ، ماشینی برای سفر به زمان

 

شاید جالب ترین راه سفر در زمان کرمچاله باشد که تا حدودی نیز به واقعیت نزدیک است. فلام برای نخستین بار به این نتیجه رسید که باحل معادلات شوارتزشیلد اینشتین می توان به نتیجه ای جالب به نام کرمچاله رسید. در نخست شاید این تفکر نادرست به نظر می رسید، اما سرانجام با کمی تفکر مشخص شد که این موضوع می تواند درست باشد. کمی بعد اینشتین و روزن با شناور کردن معادلات شوارتزشیلد موفق شدند معادله موسوم به پل اینشتین روزن بیابند که مربوط به یک کرمچاله غیر ایستا وغوطه ور بود.

 

در واقع کرمچاله تونلی فرضی است که همانند یک ماشین زمان کار می کند. برای درک این موضوع باید به نسبیت عام رجوع کرد. در نسبیت عام هر جسم جرم دار بر فضا – زمان اطراف خود تأثیر می گذارد و آن را خمیده می کند و سپس گرانش ایجاد می شود . اگر جرمی چنان سنگین باشد که تونلی عمیق در دل بافت فضا – زمان ایجاد کند آنگاه آن جسم نقطه ی آغاز یک کرمچاله است. این اجسام در واقع محدودیت سرعت نور را با حیله ای ساده پشت سر می گذارند و میانبری میان دو نقطه ایجاد می کنند. حال این میان بر می تواند به دو صورت بروز کند؛ نخست جهان های موازی را به خاطر آورید، جایی غیر از جهان ما ، به وسیله ی یک کرمچاله می تواند به جهان های موازی سفر کرد، برای درک بهتر این مطلب یک ساختار انعطاف پذیر را تصور کنید که بر روی آن جسم سنگینی قرار دارد هر چه جرم افزایش یابد فرورفتگی نیز افزایش می یابد، اگر جرم آن قدر سنگین باشد که سطح جسم نتواند آن را تحمل کند در آن سطح سوراخی ایجاد می شود که به زیر سطح راه می یابد و این می تواند همان جهان موازی ما باشد همچنین اگر دو سطح انعطاف پذیر با هم موازی قرار بگیرند باز هم می توانیم بین آنها کرمچاله ای داشته باشیم.

 

روش دیگر بروز کرمچاله این است که دو نقطه از یک جهان به هم اتصال داده شود؛ یعنی ، ما توسط یک کرمچاله به نقطه ای در جهان خودمان راه یابیم که چند هزار یا میلیون یا میلیارد سال با ما فاصله دارد. این فاصله به وسیله ی یک کرمچاله در چند ساعت خمیده می شود. برای تصور این راه یک کاغذ را تصور کنید که یک سوراخ که همان کرمچاله باشد در روی آن وجود دارد و در قسمت دیگر آن یک سوراخ دیگر وجود دارد اگر ما این دو سوراخ را توسط تونلی از زیر به هم متصل کنیم آنگاه این تونل که همان کرمچاله می باشد ما را به قسمتی دیگر از جهان ما می رساند.

 

فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته اند و می کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می شود.

اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله ای که آن توپ ایجاد کرده است می رود. این نظر انشتاین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگه فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل میگویند کرم چاله.

 

این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیون ها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می تواند بین جهان های موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می تواند ما را در زمان جابجا کند.

 

 

کرمچاله ها بر دو نوعند :

 

1- كرم چاله هاي لورنتزي   2- كرم چاله هاي اقليدسي

 

كرم چاله هاي لورنتزي، اساساً، ميانبرهايي در فضا و زمان هستند، اما فوراً بسته مي شوند، مگر آن كه شكلي از انرژي منفي به نحوي آن ها را باز نگه دارد. ايجاد مقادير كوچك انرژي منفي در آزمايشگاه بر اساس اصلي موسوم به اثر كازيمير ممكن است.

 

يك نتيــجه فرعي كرم چاله هاي لورنتزي اين بود كه اشيائي كه از آن ها عبور مي كنند نه تنها در مكان كه در زمان نيز حركت مي نمايند (با فرض اين كه جهان هاي موازي وجود دارند).

 

كرم چاله هاي لورنتزي دست كم دو گونه دارند:

 

1- كرم چاله هاي ميان-جهاني؛ كرم چاله هايي كه جهان «ما» را به جهاني «ديگر» متصل مي سازند.

 

                            

 

2- كرم چاله هاي درون-جهاني؛ كرم چاله هايي كه دو منطقه دور ازهم، در جهان ما را به يكديگر مربوط مي سازند.

 

                                   

 

 

- كرم چاله هاي اقليدسي، از اين هم عجيب ترند، زيرا در «زمان موهومي» زندگي مي كنند و ذاتاً پديده هاي كوانتوم مكانيكي مجازي هستند. اين كرم چاله هاي اقليدسي، بيشتر مورد توجه نظريه پردازان ميدان كوانتومي قرار دارند.

 

در 1865 كه نسبيت، مكانيك كوانتومي و كيهانشناسي مدرني در كار نبود، چارلز داجسون " آليس در سرزمين عجايب " را نوشت. موضوع اين داستان كودكان، جهان هاي موازي بود. قسمت مشهوري در اين داستان هست كه در آن آليس، خرگوش سفيدي را در سوراخي تعقيب مي كند، اكنون مي توان اين سوراخ را پل اينشتاين- رزن ناميد. در سرزمين عجايب، قوانين فيزيك ديگر معتبر نيستند و بدين ترتيب ممكن است فرآيندهاي عجيبي روي دهد. اما به ياد داشتن اين نكته حائز اهميت است كه داجسون نمي دانست چه نوع مكانيسمي، وقوع اين امر را ممكن مي سازد. اين انديشه، انديشه استفاده از «كرم چاله» براي طي كردن فواصل بعيد، در سال 1985 توسط ساگان در نوشتن داستاني به نام « تماس » مورد استفاده قرار گرفت. وي مي خواست در اين داستان، بدون نقض نسبيت، از روشي براي حركت يكي از شخصيت ها با سرعتي بيش از سرعت نور استفاده كند.

 

با این حال مشکل کرمچاله در این جا است که جسمی با چنین جرم زیادی تا کنون مشاهده نشده است که بی خطر باشد ، از این جهت بی خطر که سیاهچاله ها چنین جرمی را دارند ولی اگر کسی وارد افق آنها شود دیگر باز نخواهد گشت زیرا ابتدا جرم پاهایش چند برابر سرش می شود و سپس به اتم تجزیه شده و سپس یونیزه خواهد شد و نورانی خواهد شد.

 

 

 

ریسمان های کیهانی ، ماشینی برای سفر به زمان

 

از موضوع کرمچاله که صرف نظر کنیم هنوز نظریه ای برای سفر در زمان باقی می ماند که آن هم در جای خود جالب است. در آن نظریه برای سفر در زمان از ریسمان های کیهانی استفاده می شود. هرچند که این ریسمان ها نامرئی هستند یا اینکه بهتر بگوئیم بسیار کوچک هستند زیرا قطر آنها برابر 33- 10 است که این مقیاس بسیار بسیار کوچک است و حتی تصور آن نیز کاری بسیار مشکل است این مقیاس حتی کوچکتر از قطر هسته ی اتم ها است. با این حال گفته می شود که ریسمان ها در زیر فشار بسیار عظیمی هستند و با این وجود آنها این قابلیت را دارند که فضا را مغشوش کنند. همچنین این ریسمان ها می توانند بسیار شتاب بگیرند و اجسامی را نیز با خود حمل کنند. در حقیقت از این جهت برای سفر در زمان مناسب دیده می شود. ولی به این دلیل که بسیار کوچک هستند، دانشمندان حدس می زنند که شاید تا چند هزار سال دیگر هم نتوان آنها را دید. به همین دلیل این نظریه کمی محال به نظر می رسد ولی باز هم دارای ارزش های خاص خود است.

 

 

 

نقدی بر سفر به زمان

 

حالا این ها رو گفتیم ولی چند اشکال در این کار است. اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده ( نقیض ) خودش در درونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم، به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور می توانم آنجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمده ام؟ یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهان های موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست اما ترتیب وقایع در آنها فرق می کند. پس وقتی که به عقب برمی گردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می آید.

 

نگارش شده توسط فرزانگان | لينک ثابت | موضوع: نجوم |